گفتم: غمی ندارم، گفتا: غمت سرآید
گفتم: غمی ندارم، گفتا: غمت سرآید

گفتم: عزیز جانم، بنده غمی ندارم
گفتا: مباش غمگین، روزی غمت سرآید

گفتم: در این زمانه، خوش‌تر زمن نباشد
گفتا: نباشد اما، روزی غمت سرآید

گفتم: چرا سرآید، آن غم كه در دلم نیست؟
گفتا: برای این كه، روزی غمت سرآید

گفتم: زتیغ خنده، من روده‌ام بریده
گفتا: بریده اما، روزی غمت سرآید

گفتم: چه شعر خوبی، در وصف خنده گفتم
گفتا: منم كه گفتم، روزی غمت سرآید 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 دی 1387    | توسط: فراز .م    |    | نظرات()